به گزارش تجارت، معدن و فولاد: افزایش نرخ گاز، معادلات هزینهای صنعت سیمان را وارد مرحله تازهای کرده است؛ بهطوری که به گفته حسین چهرگانی، فعال حوزه صنعت سیمان، هزینه گاز مصرفی صنایع سیمان و فولاد طی یک سال گذشته بیش از ۲۵۰ درصد افزایش یافته و سهم انرژی در قیمت تمامشده سیمان از حدود ۱۶ تا ۱۷ درصد گذشته به بیش از ۳۵ درصد رسیده است. او معتقد است، افزایش قیمت انرژی زمانی میتواند به نفع صنعت و کشور باشد که امکان افزایش متناسب قیمت محصول و نزدیک شدن آن به نرخهای جهانی نیز فراهم شود.
افزایش نرخ گاز صنایع در میانه تابستان، در شرایطی که واحدهای تولیدی با محدودیتهای تأمین انرژی نیز دستوپنجه نرم میکنند، هزینه تولید صنایع انرژیبر را وارد مرحله تازهای کرده است. صنعت سیمان از جمله صنایعی است که همزمان با رشد بهای گاز، با ریسک محدودیتهای تأمین و ضرورت استفاده از سوخت جایگزین مواجه است؛ مسئلهای که اثر آن تنها به افزایش هزینه سوخت محدود نمیشود و نقدینگی، تولید و بهرهوری کارخانهها را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
این در حالی است که صنعت سیمان طی دو دهه گذشته برای کاهش شدت مصرف انرژی و ارتقای فناوری سرمایهگذاری کرده و به شاخصهای جهانی نزدیک شده است. اکنون فعالان این صنعت خواستار آن هستند که افزایش هزینه انرژی با برنامهریزی شفاف برای تخصیص گاز، سازوکار قابل پیشبینی تأمین مازوت و مشارکت مستقیم صنایع در تصمیمگیریهای انرژی همراه شود؛ تا سیاست اصلاح قیمتها به جای تبدیل شدن به فشار مضاعف بر تولید، به محرکی برای بهرهوری و سرمایهگذاری در انرژی تبدیل شود.
افزایش نرخ انرژی و آزمون سیمان
حسین چهرگانی، فعال حوزه صنعت سیمان، با اشاره به فرمول تعیین قیمت انرژی مصرفی صنایع انرژیبر مانند سیمان و فولاد اظهار کرد: فرمول قیمت انرژی مصرفی صنایع انرژیبر در قانون تعریف شده و بر اساس آن، نسبتی از قیمت فوب خلیج فارس برای این صنایع در نظر گرفته میشود. افزایش قیمت انرژی نیز در ماههای اخیر، نسبت به روند عادی افزایش قیمتها، بیشتر بوده که بخشی از آن بدلیل افزایش قیمت جهانی انرژی و بخش مهم دیگر نیز مربوط به افزایش نرخ ارز میباشد؛ چراکه مبنای تعیین قیمت در داخل، قیمت ارزی فوب خلیج فارس و تبدیل آن به ریال است.
حسین چهرگانی فعال حوزه صنعت سیمان: با افزایش قیمت انرژی مصرفی صنعت و نزدیک شدن به قیمتهای جهانی موافقم، اما به شرطی که محصول سیمان تولیدی نیز بتواند تغییر کند و به قیمتهای جهانی آن نزدیک شود، این موضوع به نفع کشور و صنعت خواهد بود
وی افزود: طی یکسال گذشته هزینه گاز مصرفی صنایع سیمان و فولاد بیش از ۲۵۰ درصد افزایش داشته است. البته با افزایش قیمت انرژی مصرفی صنعت و نزدیک شدن به قیمتهای جهانی موافقم، اما به شرطی که محصول سیمان تولیدی نیز بتواند تغییر کند و به قیمتهای جهانی آن نزدیک شود، این موضوع به نفع کشور و صنعت خواهد بود.
فعال حوزه صنعت سیمان ادامه داد: در صنعت سیمان، طبق قانون؛ انرژی با قیمتی معادل ۱۵ درصد فوب خلیج فارس در اختیار صنعت سیمان قرار میگیرد و در واقع انرژی ارزانتری نسبت به قیمت جهانی مصرف میکنیم. با این حال، همین موضوع باعث شده است که شاید توجه ما به مقوله انرژی آنطور که باید باشد، نباشد.
چهرگانی با تأکید بر عملکرد صنعت سیمان در حوزه بهینهسازی مصرف انرژی بیان کرد: صنعت سیمان جزو صنایعی است که طی ۲۰ سال گذشته در زمینه بهینهسازی مصرف انرژی، هم در حوزه تولید و هم در زمینه سرمایهگذاری برای ارتقای تکنولوژی، عملکرد بسیار خوبی داشته است. به طوریکه شاخصهای مصرف انرژی این صنعت نیز به استانداردهای جهانی نزدیک است و حتی در برخی موارد، مصرف ویژه انرژی در صنعت سیمان ایران از بعضی کشورهای بزرگ نیز پایینتر است.
وی گفت: اگر مصرف انرژی کشورهای پیشرفته اروپایی را نیز در نظر بگیریم، شاخصهای مصرف انرژی صنعت سیمان کشور به این شاخصها نزدیک است. با این حال، ما در حوزه انرژی با مشکلات دیگری مواجه هستیم که بخشی از آنها ناشی از جنگ اخیر است، اما برخی از این مشکلات پیش از جنگ نیز وجود داشتهاند.
فعال حوزه صنعت سیمان یکی از مهمترین مشکلات را برنامهریزی ناصحیح و غیردقیق برای تأمین و تخصیص انرژی به صنعت سیمان دانست و اظهار کرد: اکنون واقعاً نمیدانیم چه میزان گاز یا برق برای صنایع سیمان در نظر گرفته میشود. صنعت سیمان نخستین نقطهای است که متولیان وزارت نیرو و نفت در صورت بروز مشکل در فشار گاز یا افزایش مصرف برق در کشور، برای این صنعت محدود مصرف ایجاد میکنند.
چهرگانی افزود: به طور مثال مشخص نیست با این برنامهریزی غیردقیق، چه میزان گاز به صنعت سیمان در چه ماه، فصل یا دورهای تخصیص پیدا میکند. در عمل، صنعت سیمان به محلی تبدیل شده است که هرگونه تغییر در تأمین گاز کشور یا کاهش و افزایش فشار گاز در شبکه، نخستین محل مراجعه برای تنظیم شرایط است؛ این موضوع به صنعت سیمان آسیب میزند.
مازوت؛ سوخت جایگزین پرهزینه
وی با اشاره به سوخت جایگزین گاز، گفت: سوخت جایگزینی که در اختیار صنعت قرار میگیرد، نفت کوره یا مازوت است. در این زمینه نیز گلایههایی داریم، چراکه فرآیند تولید سیمان با گاز و مازوت تفاوت زیادی در رفتار سیستم پخت دارد و با تغییر سوخت، تغییرات قابلتوجهی در فرآیند تولید ایجاد میشود. تصمیمگیریهای ناگهانی و بیبرنامگی در این زمینه موجب شده است که صنعت سیمان نسبت به این روند گلایهمند باشد.
این فعال صنعت سیمان ادامه داد: یکی از مسائل مهم، نحوه تخصیص سوخت جایگزین یعنی مازوت، است. در مصرف گاز، ابتدا گاز مصرف میشود، سپس قبض صادر شده و هزینه آن طبق قانون در یک دوره یکماهه پرداخت میشود؛ بنابراین حداقل یک ماه از زمان مصرف تا پرداخت هزینه فرصت وجود دارد؛ اما در مورد مازوت، ابتدا باید وجه آن را پرداخت و سپس حواله دریافت کنیم، سوخت را حمل و نگهداری کنیم و …، این موضوع نقدینگی شرکتها را درگیر میکند.
چهرگانی مسئله دیگر را ناوگان حمل مازوت دانست و گفت: بهویژه در ماههای سرد سال، ناوگان حمل به میزان کافی وجود ندارد؛ معمولاً شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی نیز نمیتواند مازوت را از نزدیکترین منابع تأمین کند و حوالهها گاهی برای نقاط بسیار دور صادر میشوند. برای نمونه، کارخانهای در استان کرمانشاه به جای دریافت مازوت از پالایشگاه کرمانشاه، حواله برایش از بنادر جنوبی صادر میشود.
وی افزود: این مسئله هزینه حمل مازوت را بهشدت افزایش میدهد و قیمت تمامشده را برای کارخانهها بالا میبرد؛ علاوه بر این حمل مازوت به ناوگان و لجستیک قوی نیاز دارد.
چهرگانی با اشاره به مسئله آلودگی و کیفیت مازوت تصریح کرد: مسئله سوم این است که متأسفانه هر از گاهی در شبکه حمل مازوت تخلفاتی رخ میدهد. از زمان تحویل سوخت در پالایشگاه تا زمانی که مازوت به کارخانه سیمان مصرف کننده تحویل داده میشود، هرچه مسافت طولانیتر باشد، فرصت بیشتری برای بروز تخلف و آلودگی وجود دارد.
وی ادامه داد: گاهی با این مسئله مواجه میشویم که ارزش حرارتی مازوتی که شرکت ملی پخش اعلام میکند، با ارزش حرارتی سوختی که ما در کارخانه دریافت میکنیم، تفاوت قابلملاحظهای دارد. این مسئله در وهله نخست، فرآیند تولید را دچار اختلال میکند. برای مثال، اگر آب یا ضایعات دیگری به مازوت اضافه شده باشد، پمپها آسیب میبینند، فرآیند پخت در صنعت سیمان نیز دچار اختلال میشود.
این فعال صنعت سیمان افزود: مهمتر از آن، این مسئله در محاسبات مربوط به ارزیابی مصرف انرژی کارخانه سیمان نیز اثر میگذارد. میزان کیلوکالری مصرفی به ازای هر کیلوگرم بالاتر نشان داده میشود و در نتیجه، کارخانه با جرایم سنگین مواجه میشود و متهم به راندمان یا بهرهوری پایین خواهد شد؛ در حالی که منشأ مشکل، کیفیت سوخت تحویلی و اختلاف ارزش حرارتی عنوان شده با آنچه که در واقع موقع مصرف ملاحظه می شود، است. در این شرایط، هم باید جرایم پرداخت کنیم و هم بهعنوان مصرفکننده بیش از استاندارد معرفی میشویم.
وی گفت: در حوزه سوخت، مشکلات دیگری نیز وجود دارد که به بروکراسی و سازوکارهای تخصیص مربوط میشود و میتوان درباره آنها به تفصیل صحبت کرد، اما بهطور کلی میتوان گفت مسئله سوخت صنایع انرژیبر با برنامهریزی بهتر قابلیت مدیریت دارد.
چهرگانی اظهار کرد: اگر خود صنعت سیمان در فرآیند تصمیمگیری حضور داشته باشد و دیدگاههای متخصصان این صنعت مورد توجه قرار گیرد، میتوان راهکارهای مناسبی برای مدیریت این موضوع ارائه کرد. رئیسجمهوری نیز در سخنرانیها و دیدگاههای خود بر مشارکت افراد متخصص هر حوزه در تصمیمگیریها تأکید کرده است.
وی افزود: هرچه وزارت نفت و نیرو بتوانند خود صنایع را بیشتر در تصمیمگیریها و برنامهریزیها دخیل کنند، قطعاً نتایج بهتری حاصل خواهد شد.
این فعال صنعت سیمان با اشاره به محدودیتهای تأمین گاز کشور گفت: پاسخ به یک سؤال اساسی نیز ضروری است؛ کشور با محدودیت تأمین گاز مواجه است و ما این موضوع را قبول داریم و میدانیم که صنعت نیز باید در این زمینه همراهی کند. اما وزارت نفت که هم شرکت ملی گاز و هم شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی زیرمجموعه آن هستند، باید میان این دو بخش هماهنگی ایجاد کند و نباید صنعت را رها کرد تا برای رفع مشکل تأمین انرژی خود سرگردان باشد و نداند چگونه باید برنامهریزی کند.
چهرگانی ادامه داد: طبیعی است که تأمین گاز در فصل سرد با مشکل مواجه شود، اما متأسفانه در سال جاری و سال گذشته، حتی در ماههای گرم سال نیز گاز صنعت سیمان با محدودیت مواجه شد و انتظار ما این است که اگر قرار است محدودیتی برای صنعت اعمال شود، حتی در ماههای سرد سال، این محدودیت بر اساس یک فرمول و برنامه مشخص باشد.
وی تصریح کرد: باید میزان گازی که به صنعت سیمان تخصیص پیدا میکند، از قبل مشخص باشد و هر کارخانه بداند چه میزان، چه درصد یا چه حجمی از گاز را در اختیار خواهد داشت تا بتواند برای تأمین سوخت جایگزین، برنامهریزی و پیشبینی لازم را انجام دهد.
سیمان زیر بار هزینه انرژی
چهرگانی افزود: اگر این برنامهریزی انجام شود و صنعت سیمان بداند در دورههای محدودیت به چه میزان به گاز دسترسی خواهد داشت، کارخانهها میتوانند از قبل برای تأمین سوخت جایگزین، یعنی مازوت، برنامهریزی کنند.
وی با اشاره به ضرورت اصلاح سازوکار تأمین مازوت گفت: از طرف دیگر، انتظار داریم مکانیسم تأمین مازوت آسانتر شود؛ چند پیشنهاد نیز در گذشته مطرح کردهایم، اما به نظر میرسد دغدغه کافی برای رفع مشکل تأمین انرژی صنعت وجود ندارد.
این فعال صنعت سیمان اظهار کرد: پیشنهاد ما این است که تأمین مازوت از نزدیکترین مراکز ممکن انجام شود. حتی طبق قانون میتوان از مخازن منطقهای برای این منظور استفاده کرد. این مخازن میتوانند از طریق خط لوله یا راهآهن شارژ شوند و به این ترتیب، تأمین سوخت آسانتر خواهد شد، فاصله حمل تا کارخانه کاهش پیدا میکند و احتمال بروز آلودگی نیز کمتر میشود.
وی با اشاره به نحوه پرداخت هزینه مازوت گفت: انتظار دیگر ما به نحوه پرداخت مربوط میشود؛ اکنون وجه را پرداخت میکنیم و حواله صادر میشود، اما ممکن است حمل مازوت و رسیدن آن به کارخانه تا زمان مصرف، بیش از دو یا سه ماه طول بکشد. در نتیجه، نقدینگی شرکتها برای مدت طولانی درگیر میشود.
چهرگانی افزود: بهتر است سازوکاری ایجاد شود که مازوت تخصیص یافته به کارخانه حمل شود و پس از مصرف، مانند قبوض گاز، هزینه آن پرداخت شود. این روش میتواند فشار نقدینگی بر شرکتها را کاهش دهد.
وی کنترل آلودگی در فرآیند حمل مازوت را یکی دیگر از مطالبات صنعت دانست و گفت: انتظار داریم با توجه به اینکه شرکتهای حمل فرآوردههای نفتی و ناوگان حمل تماما زیر نظر شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی فعالیت میکنند، کنترلهای بیشتری داشته باشند داشته باشند. حتی ما با این موضوع مواجه شدهایم که برخی کامیونهای حمل سوخت حتی سیستم GPS ندارند و تحت کنترل نیستند.
این فعال صنعت سیمان ادامه داد: جای تعجب دارد که یک شرکت کوچک خصوصی که چهار کامیون دارد، برای تمام کامیونهای خود سیستم کنترل GPS نصب کرده و رفتوآمد و برنامه آنها را بهطور کامل کنترل میکند، اما در کامیونهای حمل سوخت که اهمیت امنیتی و ایمنی بالایی نیز دارند، چنین کنترلی به شکل کافی وجود ندارد.
چهرگانی اظهار کرد: وقتی کنترل کافی بر این ناوگان وجود نداشته باشد، زمینه برای تخلف برخی افراد فراهم میشود و این تخلفات میتواند به آلودگی سوخت و سو استفادههای مختلف منجر شود؛ در نهایت نیز خسارتهای سنگینی به صنایع وارد میشود و مسئولیت و تبعات آن متوجه صنعت خواهد شد.
وی در جمعبندی گفت: مسئله انرژی روزبهروز در سبد قیمت تمامشده صنایع جایگاه سنگینتری پیدا میکند. اکنون در صنعت سیمان، سهم انرژی به بیش از ۳۵ تا ۳۶ درصد قیمت تمامشده رسیده است، در حالی که در گذشته این سهم حدود ۱۶ تا ۱۷ درصد بود.
چهرگانی افزود: حتی جایگزینی مازوت با گاز نیز با وجود افزایش قیمت گاز، هزینه قابلتوجهی به صنعت تحمیل میکند. قیمت مازوت، بر مبنای انرژی حرارتی معادل، حدود ۲.۵ تا سه برابر هزینه گاز مصرفی تمام میشود و در برخی مناطق دورافتاده، این رقم حتی بیشتر نیز خواهد بود.
این فعال صنعت سیمان با اشاره به شرایط فعلی کشور و جهان خاطرنشان کرد: شرایط کشور و تحولات جهانی و اهمیت موضوع انرژی را درک میکنیم و صنایع انرژیبر مانند سیمان و فولاد نیز علاقهمند هستند نقش مؤثری در این زمینه ایفا کنند.
وی در پایان گفت: انتظار داریم سازمانهای متولی نیز در این مسیر از صنعت حمایت کنند تا صنایع توان و استطاعت بیشتری برای ورود و سرمایهگذاری در حوزه بهرهوری انرژی داشته باشند. باید مشوقهایی برای این کار در نظر گرفته شود تا صنایع به سمت افزایش بهرهوری انرژی و مدیریت بهتر مصرف هدایت شوند و در کنار آن، تولید نیز آسیب نبیند.