به گزارش تجارت، معدن و فولاد: بررسی روند قیمت مس در بورسهای جهانی، حکایت از روند رو به رشد و حتی رکوردشکنی قیمتی این فلز در برخی از روزهای ماه سپتامبر دارد. در همینحال بهای این فلز سرخرنگ در معاملات روز از قیمت آن در سررسید 3 ماهه پیشی گرفته است. میانگین بهای مس در بورس فلزات لندن در ماه اوت و سپتامبر از 14 هزار دلار فراتر رفته است. میانگین قیمتی این فلز در ماه اوت برابر 14 هزار و 353 دلار و در ماه سپتامبر برابر 14 هزار و 483 دلار برای هر تن برآورد شده است.
در همینحال با وجودی که قیمت مس در برخی از روزهای ماه سپتامبر از مسیر صعودی خود، عقبنشینی داشت، مجموعهای از تحولات سمت عرضه بار دیگر بازار را تحت فشار قرار داده است. افزایش قیمت در معاملات اخیر، پنجمین رشد متوالی مس بود و در شرایطی رخ داد که بازار چین با نشانههایی از محدودیت عرضه مواجه است.
چین و تشدید رقابت برای مس
یکی از مهمترین نشانههای کمبود عرضه در چین، افزایش حقبهای پرداختی برای مس وارداتی است. پرمیوم یانگشان در پایان هفته انتهایی سپتامبر 2026 به حدود ۱۲۴ دلار به ازای هر تن بود؛ رقمی که بالاترین سطح در نزدیک به چهار سال گذشته محسوب میشود. این رقم در معاملات بعدی اندکی کاهش یافت، اما همچنان در سطح بالایی قرار داشت.
افزایش این پرمیوم نشان میدهد خریداران چینی برای تامین مس فیزیکی حاضر به پرداخت مبلغ بیشتری علاوه بر قیمت مرجع بورس فلزات لندن هستند. در عین حال، انتظار نمیرود فشار عرضه در چین در کوتاهمدت بهطور محسوسی کاهش یابد. بر اساس اطلاعات منتشرشده از بازار فلزات شانگهای، تعدادی از پالایشگاههای چینی برای ماههای اکتبر و نوامبر برنامه تعمیرات دارند؛ موضوعی که میتواند رشد تولید داخلی را محدود کند.
از سوی دیگر، ازدحام در بندر شانگهای نیز روند ورود محمولههای وارداتی را با دشواری مواجه کرده است. این شرایط در کنار تقاضای بالای صنایع چین، فشار بیشتری بر بازار فیزیکی مس وارد کرده است.
کمبود کوتاهمدت
یکی از شاخصهایی که وضعیت عرضه مس را نشان میدهد، رابطه قیمت نقدی و قراردادهای آتی در بورس فلزات لندن است. قیمت نقدی مس اخیرا بالاتر از قرارداد سهماهه قرار گرفته است. این وضعیت که در بازارهای کالایی «بکواردیشن» نامیده میشود، نشان میدهد معاملهگران برای دریافت فوری فلز حاضرند قیمت بیشتری نسبت به تحویل در ماههای آینده پرداخت کنند.
این شرایط در حالی شکل گرفته که مجموع موجودی مس در انبارهای LME حدود ۲۵۶ هزار تن بوده است. با این حال، نزدیک به ۴۵ درصد از این موجودی بهعنوان «موجودی لغوشده» ثبت شده؛ به این معنا که برای خروج از انبار تعیین تکلیف شده است. بنابراین حجم مس واقعاً قابلدسترس برای بازار به میزان قابلتوجهی کمتر از موجودی اسمی بورس است.
این وضعیت برای بازار اهمیت زیادی دارد، زیرا موجودی انبارهای بورس یکی از مهمترین منابع ضربهگیر بازار در زمان بروز اختلال عرضه است. کاهش موجودی قابلدسترس، حساسیت قیمت را نسبت به هرگونه اختلال جدید افزایش میدهد.
آمریکا؛ انباشت در برابر کمبود چین
بازار آمریکا اما تصویر متفاوتی ارائه میکند. انبارهای کامکس حجم بسیار بیشتری از مس را در اختیار دارند و بخش بزرگی از ذخایر ثبتشده در بورسهای جهان در آمریکا متمرکز شده است. افزایش ذخایر آمریکا تا حد زیادی به واردات زودهنگام مس توسط معاملهگران مربوط میشود؛ اقدامی که با انتظار برای اعمال تعرفههای احتمالی آمریکا بر مس انجام شد. با این حال، روند افزایش ذخایر در این کشور متوقف شده و حتی موجودی هفته گذشته اندکی کاهش یافته است.
در همین حال، محمولههای قابلتوجهی از مس آفریقا و آمریکای جنوبی در مسیر بنادر آمریکا قرار دارند. این موضوع نشان میدهد بازار آمریکا در شرایطی متفاوت از چین قرار دارد؛ در یک سوی بازار، مس در انبارهای آمریکا انباشته شده و در سوی دیگر، خریداران چینی برای تأمین فلز حاضر به پرداخت پرمیوم بالاتری هستند.
اختلال معادن؛ ضلع دیگر معادله
اما نگرانی درباره بازار مس تنها به موجودی انبارها و وضعیت چین محدود نمیشود. در سمت تولید معدنی نیز مجموعهای از اختلالات، بر چشمانداز عرضه سایه انداخته است. مشکلات معدن Grasberg در اندونزی و کاهش تولید معدن Kamoa-Kakula در جمهوری دموکراتیک کنگو از جمله مهمترین اختلالات اخیر هستند. مجموع این تحولات بخش قابلتوجهی از عرضه مورد انتظار جهانی در سال جاری را کاهش داده است.
در شیلی نیز تولید مس در ماه ژوئیه کاهش قابلتوجهی داشته است. در همین حال، شرکت دولتی Codelco برنامه بازسازی خود را به تعویق انداخته است. در زامبیا نیز کارخانه ذوب Nchanga پس از یک دوره تعمیرات طولانیتر از برنامه اولیه، فعالیت خود را از سر گرفته است.
این مجموعه تحولات نشان میدهد افزایش عرضه مس در کوتاهمدت کار سادهای نیست. توسعه یک معدن جدید به سالها سرمایهگذاری، اکتشاف، اخذ مجوز و ساخت زیرساخت نیاز دارد و نمیتوان در واکنش به افزایش تقاضا، ظرفیت جدیدی را به سرعت وارد مدار کرد.
کسری بزرگ از ۲۰۲۷؟
همین مسئله باعث شده است نگرانی درباره آینده بازار از نوسانات کوتاهمدت قیمت فراتر برود. برخی تحلیلگران انتظار دارند بازار جهانی مس از سال ۲۰۲۷ با کسری قابلتوجهی مواجه شود.
هشدار درباره کمبود مس البته موضوع جدیدی نیست. اما اهمیت آن در شرایط کنونی به این دلیل افزایش یافته که رشد تقاضا با محدودیتهای ساختاری سمت عرضه همزمان شده است.
مس در سالهای اخیر به یکی از فلزات کلیدی در توسعه شبکههای برق، خودروهای برقی، انرژیهای تجدیدپذیر، مراکز داده و زیرساختهای مرتبط با هوش مصنوعی تبدیل شده است. رشد مصرف برق و سرمایهگذاری در این بخشها میتواند تقاضای بلندمدت برای مس را افزایش دهد.
در مقابل، رشد تولید معدنی با محدودیتهای جدی مواجه است. ذخایر جدید باید کشف شود و معادن موجود نیز برای حفظ سطح تولید به سرمایهگذاری مداوم نیاز دارند. به همین دلیل، هرگونه حادثه، اعتصاب، مشکل فنی یا شرایط آبوهوایی نامساعد در معادن بزرگ میتواند تأثیر بیشتری بر بازار بگذارد.
بازار مس در برابر یک دوراهی
آنچه از تحولات اخیر بازار مس میتوان دریافت، وجود دو نیروی همزمان است: از یک طرف، تقاضای چین و نیاز صنایع جدید به این فلز همچنان بالاست و از طرف دیگر، عرضه با محدودیتهایی مواجه شده است.
افزایش پرمیوم مس در چین، وضعیت بکواردیشن در LME و کاهش حجم مس واقعاً قابلدسترس در انبارهای این بورس، نشانههایی از فشار کوتاهمدت بازار هستند. در افق بلندمدت نیز زمانبر بودن توسعه معادن جدید، اختلالات تولید و افزایش مصرف ناشی از برقیشدن اقتصاد، نگرانی درباره کسری ساختاری را افزایش داده است.
با این حال، وضعیت موجودی بالای آمریکا نشان میدهد بازار جهانی مس یکدست نیست و توزیع جغرافیایی فلز نیز اهمیت زیادی دارد. بنابراین مسیر قیمت مس در ماههای آینده تنها به میزان تولید جهانی وابسته نخواهد بود؛ بلکه محل قرارگیری ذخایر، هزینه حمل، سیاستهای تجاری و تعرفهای و میزان تقاضای چین نیز میتواند نقش تعیینکنندهای داشته باشد.
در چنین شرایطی، بازار مس در نقطهای قرار گرفته که هر اختلال جدید در عرضه میتواند اثر بزرگتری بر قیمتها داشته باشد؛ بهخصوص اگر همزمان تقاضای چین و مصرف صنایع مرتبط با برقیشدن اقتصاد افزایش پیدا کند.
از این منظر، رشد اخیر قیمت مس را میتوان در چارچوب بزرگتری از تحولات بازار بررسی کرد؛ بازاری که در کوتاهمدت با محدودیت عرضه فیزیکی و در بلندمدت با چالش ایجاد ظرفیت جدید تولید مواجه است.