9965 چهارشنبه,2 اردیبهشت 1405 | 16:04 سیامک راشت نیا

گزارشی درباره هزینه واقعی جنگ برای صنعت و انرژی منطقه؛ از اختلال در فولاد و پتروشیمی ایران تا خسارت‌های چندمیلیارددلاری در امارات، قطر، بحرین و کویت

فقط ایران هزینه نداد

فقط ایران هزینه نداد

در جنگ‌های صنعتی، همیشه آنچه بیش از همه می‌سوزد، در تصویر دیده نمی‌شود. گاهی یک کوره، یک پست برق، یک واحد یوتیلیتی یا یک خط بارگیری، به‌ظاهر فقط یک بخش از کارخانه است؛ اما در عمل، همان نقطه می‌تواند میلیاردها دلار صادرات را متوقف کند. اگر با این منطق به تحولات اخیر نگاه کنیم، تصویر روشن است: ایران در فولاد و پتروشیمی آسیب دیده، اما این‌گونه هم نبوده که فقط ایران هزینه داده باشد. امارات، قطر، بحرین، کویت و حتی اسرائیل نیز در زیرساخت‌های صنعتی و انرژی خود ضربه خورده‌اند. تفاوت اصلی، نه در اصلِ خسارت، بلکه در مقیاس، شفافیت آمار، و سطح دسترسی رسانه‌های مستقل به واقعیت میدانی است.

به گزارش تجارت، معدن و فولاد: از فولاد مبارکه و فولاد خوزستان تا عسلویه؛ مقایسه خسارت صنعتی ایران با آلومینیوم امارات، گاز قطر، پالایشگاه‌های بحرین و کویت و زیرساخت انرژی اسرائیل

فولاد ایران؛ ضربه به ستون ارزآوری غیرنفتی

در مورد ایران، باید از ابتدا یک تفکیک حرفه‌ای را رعایت کرد: هنوز برآورد نهایی و مستقلِ عمومی از کل خسارت فنی واردشده به فولاد مبارکه و فولاد خوزستان منتشر نشده است؛ بنابراین آنچه می‌توان با اطمینان گفت، نه «رقم نهایی خسارت»، بلکه «ابعاد سرمایه و ارزآوریِ در معرض آسیب» است. همین تمایز برای یک گزارش دقیق ضروری است. ترنج کپیتال هم دقیقاً از همین زاویه وارد ماجرا شده: به‌عنوان یک نهاد مالی و تحلیلی بازار سرمایه، نه یک مرجع رسمی ارزیابی فنی، گزارشی درباره آثار آسیب به فولاد مبارکه و فولاد خوزستان منتشر کرده و بر پیامدهای این رخداد برای صنعت فولاد و بازار سرمایه تمرکز گذاشته است.

فولاد مبارکه از نظر مقیاس، یک کارخانه معمولی نیست. گزارش‌های رسمی این شرکت نشان می‌دهد صادرات خود شرکت حدود ۶۰۰ میلیون دلار بوده و اگر کل گروه فولاد مبارکه را مبنا قرار دهیم، این رقم به حدود ۱.۱ میلیارد دلار می‌رسد. خود این مجموعه همچنین از میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری توسعه‌ای خبر داده است؛ از جمله ۲.۳ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در پروژه‌های مرتبط با انرژی و آب، در دل یک بسته توسعه‌ای بزرگ‌تر. این ارقام به‌تنهایی نشان می‌دهد که هر ضربه مؤثر به فولاد مبارکه، فقط یک حادثه صنعتی نیست، بلکه فشار مستقیم بر یکی از مهم‌ترین پایه‌های ارزآوری غیرنفتی کشور است.

فولاد خوزستان نیز ضلع دوم همین تصویر است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های تخصصی صنعت، برای سال ۱۴۰۳ صادرات این شرکت در حدود ۱.۲۵ میلیون تن و ارزآوری آن نزدیک ۶۰۰ میلیون دلار برآورد شده است. در گزارش‌های داخلی، ارزش جایگزینی این مجموعه نیز در مقیاس بسیار بزرگی توصیف شده است. در نتیجه، وقتی از آسیب به فولاد خوزستان صحبت می‌کنیم، در واقع از لطمه به یک دارایی حاشیه‌ای حرف نمی‌زنیم، بلکه از آسیب احتمالی به یکی از گره‌های کلیدی زنجیره فولاد ایران سخن می‌گوییم.

با کنار هم گذاشتن همین اعداد محافظه‌کارانه، مجموع صادرات فولاد مبارکه و فولاد خوزستان در بازه‌ای میان ۱.۲ تا ۱.۷ میلیارد دلار قرار می‌گیرد؛ بسته به این‌که مبنا را خودِ شرکت فولاد مبارکه بگیریم یا کل گروه. این، تازه بدون احتساب دیگر فولادسازان مهم کشور است. بنابراین اگر این دو مجموعه دچار اختلال جدی شوند، اثر آن فقط در تولید فولاد دیده نمی‌شود؛ در بازار ارز، زنجیره پایین‌دستی، حمل‌ونقل و قراردادهای صادراتی هم خود را نشان می‌دهد.

پتروشیمی؛ جایی که ضربه به یوتیلیتی، از خودِ انفجار مهم‌تر می‌شود

در پتروشیمی، صورت مسئله از فولاد هم بزرگ‌تر است. رویترز گزارش داده که ایران پس از حملات به هاب‌های اصلی پتروشیمی در عسلویه و ماهشهر، صادرات پتروشیمی را تا اطلاع ثانوی متوقف کرد. همان گزارش، صادرات سالانه پتروشیمی ایران را حدود ۲۹ میلیون تن به ارزش تقریبی ۱۳ میلیارد دلار اعلام می‌کند. نکته تعیین‌کننده اینجاست که در روایت موجود، آسیب لزوماً به معنای نابودی کامل واحدهای اصلی تولید نبود؛ بلکه ضربه به یوتیلیتی‌ها، برق، آب، اکسیژن و خدمات پشتیبان باعث شد خودِ تولید و صادرات مختل شود.

این همان جایی است که باید معنای واقعی جنگ صنعتی را فهمید. گاهی آنچه از بیرون «آسیب محدود» دیده می‌شود، در عمل «اختلال بزرگ» می‌سازد. در صنعت پتروشیمی، اگر یوتیلیتی بخوابد، کارخانه‌ای که راکتور و برجش سالم مانده هم از مدار خارج می‌شود. برای ایران، این بخش فقط یک حوزه صادراتی نیست؛ منبع مهم ارز، خوراک صنایع پایین‌دستی و تکیه‌گاه اشتغال در جنوب کشور است. از همین‌رو، حتی اگر شدت تخریب فیزیکی در برخی مجتمع‌ها کمتر از آن چیزی باشد که در ذهن عموم نقش می‌بندد، اثر اقتصادی آن می‌تواند بسیار بزرگ‌تر باشد.

اگر صادرات پتروشیمی را با صادرات فولاد مبارکه و فولاد خوزستان جمع کنیم، با یک بلوک ارزی در حدود ۱۴.۲ تا ۱۴.۷ میلیارد دلار روبه‌رو می‌شویم.

این رقم، عدد «خسارت قطعی» نیست؛ اما به‌روشنی اندازه آن بخش از اقتصاد ملی را نشان می‌دهد که زیر فشار مستقیم یا غیرمستقیم حملات قرار گرفته است.

امارات؛ پرونده EGA و آلومینیومی که حادثه‌ای فرعی نبود

در امارات، مهم‌ترین پرونده صنعتی مربوط به آسیب به سایت Al Taweelah متعلق به Emirates Global Aluminium بود. رویترز و خود شرکت EGA اعلام کردند که این پایگاه تولیدی در حملات ایران «خسارت قابل‌توجه» دیده است. بنا بر داده‌های منتشرشده، سایت Al Taweelah در سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۶ میلیون تن فلز ریخته‌گری‌شده تولید کرده است. EGA در سطح کل شرکت نیز در همان سال حدود ۳۱.۹۸ میلیارد درهم درآمد ثبت کرده؛ یعنی نزدیک به ۸.۷ میلیارد دلار.

این عدد از آن جهت مهم است که EGA یک تولیدکننده معمولی نیست. وب‌سایت رسمی EGA و صفحه مبادله تصریح می‌کنند آلومینیوم این شرکت بزرگ‌ترین کالای ساخت امارات برای صادرات پس از نفت و گاز است و میلیاردها دلار درآمد صادراتی ایجاد می‌کند. بنابراین ضربه به Al Taweelah را نمی‌توان در حد یک حادثه صنعتی حاشیه‌ای فروکاست. این ضربه، حمله به یکی از مهم‌ترین پیشران‌های صادرات صنعتی امارات بود.

در مقایسه با ایران، اگر کسی بخواهد عدد خام را روی کاغذ بگذارد، باید بگوید بلوک فولاد و پتروشیمی ایران از منظر صادرات سالانه بزرگ‌تر از کل درآمد EGA است. اما اگر مقایسه به‌طور محدود میان فقط دو فولادساز بزرگ ایران و تنها سایت آسیب‌دیده Taweelah انجام شود، تصویر به هم نزدیک‌تر می‌شود: هر دو طرف به دارایی‌هایی ضربه خورده‌اند که در مقیاس چندمیلیارددلاری معنا پیدا می‌کنند. بنابراین گزاره درست این نیست که «امارات دقیقاً به اندازه ایران آسیب دید»، بلکه این است که «طرف مقابل هم در یکی از ستون‌های اصلی ارزآوری صنعتی خود، ضربه‌ای واقعی و مهم خورد.»

قطر؛ سنگین‌ترین پرونده عددی در خلیج فارس

اگر بخواهیم صرفاً از نظر عددی، بزرگ‌ترین پرونده خسارت را در این دور از درگیری‌ها نام ببریم، قطر یکی از آشکارترین نمونه‌هاست. رویترز به نقل از مدیرعامل قطرانرژی گزارش داده که حملات، ۱۷ درصد ظرفیت صادرات LNG قطر را از مدار خارج کرده و این اختلال می‌تواند سه تا پنج سال طول بکشد. همین گزارش رقم افت درآمد سالانه را حدود ۲۰ میلیارد دلار و هزینه ساخت زیرساخت‌های آسیب‌دیده را حدود ۲۶ میلیارد دلار عنوان می‌کند. ظرفیت ازکارافتاده نیز حدود ۱۲.۸ میلیون تن LNG در سال اعلام شده است.

ابعاد ماجرا به LNG محدود نمانده است. رویترز نوشته این آسیب‌ها کاهش ۲۴ درصدی صادرات میعانات، ۱۳ درصدی LPG، ۱۴ درصدی هلیوم و افت‌هایی در نفتا و گوگرد را هم به‌دنبال دارد. این یعنی اگر کسی بخواهد بگوید جنگ فقط صنایع ایران را فرسوده کرده، پرونده قطر به‌تنهایی برای رد این روایت کافی است. درست است که فشار اجتماعی و معیشتی این ضربه در ایران ممکن است محسوس‌تر باشد، اما از نظر عدد خام، قطر یکی از سنگین‌ترین زیان‌های مستقیم را در کل منطقه تجربه کرده است.

بحرین و کویت؛ شواهد دیگر برای این‌که هزینه‌ها یک‌طرفه نبود

در بحرین، هم آلومینیوم آسیب دید و هم پالایش. رویترز گزارش داده Aluminium Bahrain یا Alba، که یکی از بزرگ‌ترین ذوب‌کننده‌های آلومینیوم جهان را اداره می‌کند، پس از اختلال‌های ناشی از جنگ، سه خط ذوب معادل ۱۹ درصد ظرفیت خود را متوقف کرده است. در حوزه پالایش نیز Bapco force majeure اعلام کرد و رویترز ظرفیت پالایشگاه Sitra را ۳۸۰ هزار بشکه در روز گزارش کرده است. این‌ها نشان می‌دهد بحرین نیز صرفاً تماشاگر نبوده است.

در کویت هم گزارش رویترز از آسیب به واحدهایی در پالایشگاه‌های Mina al-Ahmadi و Mina Abdullah و زمان سه تا چهار ماهه برای بازگشت کامل ظرفیت حکایت دارد. حتی اگر هنوز برآورد نهایی دلاری این خسارت مانند قطر علنی نشده باشد، همین مدت بازیابی و مقیاس پالایشی این دو مجموعه نشان می‌دهد که با یک وقفه کم‌اهمیت و گذرا طرف نیستیم.

اسرائیل؛ خسارت محدودتر، اما روایت بسیار کنترل‌شده‌تر

در اسرائیل، مهم‌ترین پرونده صنعتی گزارش‌شده به مجموعه پالایشی Bazan در حیفا مربوط می‌شود. رویترز نوشته حمله ایران به این مجموعه به زیرساخت‌های حیاتی و برقی آسیب زده، هرچند بیشتر واحدهای اصلی تولید فعال مانده یا در حال بازگشت بوده‌اند. بنابراین از نظر داده‌های عمومی، خسارت اعلام‌شده در اسرائیل به بزرگی پرونده قطر یا حتی EGA امارات نیست. اما این، تمام ماجرا نیست.

مسئله مهم‌تر در مورد اسرائیل، محدودیت دسترسی رسانه‌های مستقل است. آسوشیتدپرس، AFP، بی‌بی‌سی و رویترز در بیانیه‌ای مشترک بار دیگر از مقام‌های اسرائیلی خواسته‌اند به خبرنگاران اجازه ورود و خروج مستقل بدهند.

CPJ نیز تصریح کرده که اسرائیل از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ به این سو، رسانه‌های بین‌المللی را از ورود مستقل به غزه منع کرده و این وضعیت در سطح بین‌المللی بی‌سابقه و خطرناک توصیف شده است. بنابراین هر ارزیابی از خسارت در جبهه اسرائیل باید با این احتیاط همراه باشد که بخشی از واقعیت، زیر سایه کنترل روایت و محدودیت دسترسی می‌ماند.

سانسور در کشورهای عربی؛ وقتی تصویر خسارت هم جرم می‌شود

در برخی کشورهای عربی هم مشکل فقط اصلِ خسارت نبود، بلکه مستندسازی خسارت بود. در امارات، TIME به نقل از پلیس ابوظبی گزارش داد که دست‌کم ۱۰۹ نفر به اتهام فیلم‌برداری از محل حملات و انتشار «اطلاعات نادرست» بازداشت شده‌اند. گزارش‌های بعدی در رسانه‌های اماراتی، از جمله خلیج تایمز، این رقم را تا ۳۷۵ نفر هم رسانده‌اند. به بیان ساده، در امارات فقط روایت رسمی مجاز بود و دوربینی که روایت دیگری ثبت می‌کرد، می‌توانست صاحبش را بازداشت کند.

در بحرین نیز وضعیت مشابه بود. وزارت کشور بحرین از بازداشت افرادی به‌دلیل فیلم‌برداری و انتشار تصاویرِ محل‌های آسیب‌دیده خبر داد، و دیده‌بان حقوق بشر هم از موج بازداشت‌ها، از جمله برای انتشار ویدئوها یا اظهارنظر درباره حملات، گزارش داد. در نتیجه، همان‌طور که در اسرائیل دسترسی مستقل رسانه‌ای محدود می‌شود، در بخشی از جهان عرب نیز شهروند-خبرنگاران، فیلم‌برداران و منتشرکنندگان تصاویر با خطر بازداشت و پیگرد مواجه‌اند. این یعنی راستی‌آزمایی مستقل خسارت در سراسر منطقه، نه فقط دشوار، بلکه در مواردی عملاً جرم‌انگاری شده است.

جمع‌بندی؛ ایران آسیب دیده، اما تنها آسیب‌دیده این جنگ نبود

جمع‌بندی منصفانه اما صریح این است: ایران در فولاد و پتروشیمی واقعاً ضربه خورده و این ضربه برای اقتصاد داخلی، اشتغال و ارزآوری کشور مهم است. فقط در دو فولادساز بزرگ مورد بحث، با ۱.۲ تا ۱.۷ میلیارد دلار صادرات روبه‌روییم و در پتروشیمی با حدود ۱۳ میلیارد دلار صادرات سالانه. اما در همان حال، امارات در EGA به یکی از مهم‌ترین پایه‌های صادرات صنعتی خود ضربه خورده، قطر از ۲۰ میلیارد دلار افت درآمد سالانه و ۲۶ میلیارد دلار زیرساخت آسیب‌دیده سخن می‌گوید، بحرین هم در آلومینیوم و هم در پالایش هزینه داده، کویت با اختلال چندماهه در پالایش روبه‌رو شده و اسرائیل نیز هرچند کمتر شفاف، اما بی‌هزینه نمانده است.

پس اگر کسی بخواهد روایت کند که بار اقتصادی جنگ فقط بر دوش ایران افتاده، این روایت با داده‌های موجود سازگار نیست. روایت دقیق‌تر این است که ایران آسیب دیده، اما در برابر خود، مجموعه‌ای از اقتصادهای جنوبی خلیج فارس و حتی اسرائیل نیز در بخش‌هایی مهم از انرژی و فلزات خود هزینه داده‌اند. تفاوت فقط در این است که برای ایران، به‌دلیل پیوند عمیق این صنایع با معیشت، زنجیره تولید و نیاز ارزی، اثر این ضربات مستقیم‌تر و اجتماعی‌تر است. به همین دلیل، بازسازی سریع یوتیلیتی‌ها، حفظ بازارهای صادراتی، و مقاوم‌سازی زیرساخت‌های فولاد و پتروشیمی، برای ایران صرفاً یک مأموریت صنعتی نیست؛ یک ضرورت امنیت اقتصادی است.

بردیا امیر تیموری تحلیلگر مسائل فولاد و ژئوپولیتیک

لینک کوتاه: https://mtn.ir/n/29913
آخرین اخبار