به گزارش تجارت، معدن و فولاد: اگرچه بازسازی صنایع آسیبدیده از جنگ اخیر ضرورتی غیرقابل انکار برای بازگشت صنعت به مسیر تولید شمرده میشود، اما زمانی میتوان از این بازسازیها با عنوان موفقیت یاد کرد که ظرفیتهای ایجاد شده نسبت به قبل در مقابل بحران تابآورتر باشند، بهرهوری انرژی در آنها بهبود یافته باشد، استانداردهای زیستمحیطی به شکل سختگیرانهتری اجرایی شده و بازسازیها با بهبود کیفی محصولات تولیدی بر قدرت رقابتپذیری این صنایع در بازارهای بینالمللی بیفزاید.
بازسازی صنایع آسیبدیده از جنگ با تکیه بر توان مهندسین داخلی بهخصوص از منظر مهندسی امکانپذیر است، اما مدتزمان و دشواری آن به دسترسی به تجهیزات تخصصی، سامانههای برق و کنترل، و شرایط تحریم وابسته خواهد بود.
درواقع بازسازی با تکیه 100درصدی بر منابع و ظرفیتهای داخلی باعث زمانبر شدن فرآیند بازسازی میشود و بنابراین امید میرود که توافق 60روزه اخیر فرصتی برای تامین تجهیزات وارداتی موردنیاز در مسیر فرآیند بازسازی فراهم کند، البته افزایش تابآوری صنایع کشور در مقابل بحران و بهبود قدرت رقابتپذیری در بازارهای جهانی از مسیر رفع کامل تحریم و عادیسازی روابط با دنیا و همزمان اصلاح سیاستگذاری داخلی میگذرد.
کشور در طول بیش از یک سال اخیر دو جنگ را پشت سر گذاشت، جنگهایی که به تحمیل خسارات جدی به صنایع معدنی و فلزی و واحدهای پتروشیمی کشور منجر شد، در این میان برخی صنایع کشور به خصوص در بخش تولید فولاد، آلومینیوم و پتروشیمیها به شکل مستقیم مورد حملات دشمن قرار گرفتند و به این ترتیب میتوان گفت که این جنگ به خسارات نسبتا شدیدی به ظرفیتهای صنایع معدنی کشور منجر شد.
حال با اتمام جنگ و آغاز دوره بازسازی، مسیر اصلاح مورد توجه سیاستگذار قرار گرفته است. در این شرایط تکیه بر ظرفیتهای خارجی یا داخلی یا ترکیبی از هر دو برای پیمایش مسیر بازسازی و توسعه معادن باید به شکل تفصیلی بررسی شود. البته برخی واحدهای آسیبدیده از جنگ از امکان بازسازی 100درصدی با تکیه بر منبع داخلی و دانش فنی بومیسازی شده در کشور خبر میدهند؛ هرچند امکان بازسازی واحدهای آسیبدیده از جنگ در شرایط تحریم و بدون اتکا به منابع خارجی میسر است، اما بهطور قطع تکیه بر داخلیسازی صرف فرآیند بازسازی را طولانی و هزینهبرتر میکند.
درواقع در شرایط تحریم و محدودیت تجاری، بازسازی ممکن اما زمانبرتر میشود، درحالی که کمبودی در زمینه مهندسی و دانش فنی وجود ندارد، اما مشکل اصلی، واردات تجهیزات، نقلوانتقال مالی، بیمه و دسترسی به ماشینآلات صنعتی است. درصورتی که واحدهای صنعتی مجبور به بازسازی تنها با تکیه بر ظرفیت داخلی باشند، این کار زمانبر و پرهزینه خواهد بود. با توجه به توافق 60 روزه اخیر امید میرود که در همین زمان بخش قابل توجهی از نیاز صنایع برای بازسازی از منابع خارجی تامین شود.
بررسی منابع تخصصی بینالمللی نشان میدهد که خسارت واردشده به برخی مجتمعهای بزرگ فولادی ایران در جنگی که نهم اسفند سال گذشته آغاز شد و تا 20فروردین امسال نیز ادامه یافت، قابل توجه بوده است، اما هیچ منبع معتبر فنی ادعا نکرده که این مجتمعها «غیرقابل بازسازی» شدهاند. درواقع اگرچه این حملات باعث اختلال در گلوگاههای تولیدی شده، اما به نابودی کامل واحدهای تولیدی منجر نشده است.
شرکت فولاد مبارکه اصفهان و شرکت فولاد خوزستان دو واحد مهم فولادی کشور هستند که در این جنگ بر اثر حمله مستقیم دشمن آسیبهای جدی دیدند بهنحوی که استمرار تولید در بخشی از این دو واحد تولیدی دچار اختلال شد. بررسیها از آن حکایت دارد که دشمن حملات خود را بر گلوگاههای فرآیند تولید فولاد در این واحدها متمرکز کرده، بهنحوی که علیرغم عدمتخریب کل واحدهای تولید، زنجیره تولید در این دو فولادساز بزرگ ایران متوقف شود.
اگرچه دشمن بخشهای مهمی را در این دو مجتمع بزرگ فولادی نشانه گرفته، اما تمامی کارشناسان داخلی و خارجی معتقدند که امکان بازسازی بخشهای آسیبدیده از جنگ وجود دارد؛ اما با توجه به شرایط تحریم احتمال طولانی شدن زمان بازسازیها وجود دارد.
در فرآیند بازسازیها با تکیه بر توان داخلی مسئله اصلی کمبود مهندس یا دانش فنی نیست؛ بلکه تامین تجهیزات پیشرفته در شرایط تحریم چالش اصلی موجود است. درواقع تحریم واردات تجهیزات، نقلوانتقال مالی، بیمه و دسترسی به ماشینآلات صنعتی را با محدودیت مواجه میکند.
تضعیف جایگاه فولادسازی ایران
اگرچه حملات رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا به صنایع کشور نتوانست تولید فولاد ایران را از بین ببرد، اما باعث کاهش تولید شد بهنحوی که ایران جایگاه خود در میان 10تولیدکننده برتر فولاد دنیا را از دست داد.
به این ترتیب افت تولید اولین آسیب بخش فولاد از جنگ اخیر بود، کاهش صادرات و از دست دادن بازارهای صادراتی که در طول زمان به دست آمده بودند، آسیب مهم بعدی وارد شده به دو فولادساز بزرگ کشور بود. افزایش قیمت فولاد در بازار داخل با محوریت مقاطع تخت و تاثیر منفی آن بر صنایع پاییندستی نیز آسیب مهم دیگری بود که جنگ به صنایع فولادی وارد آورد.
درخصوص زمان موردنیاز برای بازسازی واحدهای آسیبدیده از جنگ اخیر چند سناریو محتمل است، اگر آسیبها محدود باشد، بازسازی در بازه کمتر از 6ماه میسر میشود، اگر آسیبها متوسط باشد بازسازی در دوره ۶ تا ۱۲ ماهه مقدور خواهد بود. در آسیب شدید زمان بازسازی بیش از یک سال به طول میانجامد. اغلب مسئولان امر صحبت از اجرای بازسازیها در بازه کمتر از یک سال دادهاند و همین وعده امیدواری نسبت به شدت متوسط آسیبها به وجود آورده است.
بازسازی با تکیه بر منابع داخلی میسر میشود؟
ایران طی دو دهه گذشته بخش بزرگی از تجهیزات فولادی را بومیسازی کرده است. این بومیسازی شامل تجهیزات احیای مستقیم، کورههای قوس، سیستمهای انتقال مواد، سازههای صنعتی و بخش بزرگی از قطعات مکانیکی میشود. البته همچنان وابستگیهایی وجود دارد، از جمله: PLC های پیشرفته؛ سامانههای اتوماسیون؛ برخی تجهیزات برق فشارقوی؛ درایوهای صنعتی؛ توربینها؛ برخی یاتاقانها و تجهیزات دقیق که این اقلام معمولا از اروپا یا شرق آسیا تامین میشوند.
بر پایه منابع تخصصی بینالمللی نیز نمیتوان این گزاره را تأیید کرد که «واحدهای فولادی ایران دیگر قابل بازسازی نیستند». در مقابل، شواهد نشان میدهد که بازسازی از نظر مهندسی امکانپذیر است، اما مدتزمان و دشواری آن به دسترسی به تجهیزات تخصصی، سامانههای برق و کنترل، و شرایط تحریم وابسته خواهد بود.
تبدیل تهدید به فرصت؟
هرچند توقف ناخواسته بخشی از خطوط تولید پیامدهای مالی قابل توجهی به همراه دارد، اما میتواند زمینهای برای بازنگری در فرآیندها، ارتقای نظامهای کنترل کیفیت و اصلاح ترکیب محصولات نیز فراهم سازد.
در شرایط معمول، ایجاد تغییر در خطوط تولید به دلیل هزینه فرصت بالای توقف فعالیت، تصمیمی دشوار است؛ زیرا هرگونه وقفه در تولید، توان عرضه به بازار را کاهش میدهد. با این حال، زمانی که تولید به دلیل وقوع یک حادثه متوقف شده است، بخشی از این هزینه پیشاپیش تحمیل شده و فرصت مناسبی برای اجرای اصلاحات اساسی ایجاد میشود.
از این رو، دوره بازسازی نباید صرفاً به ترمیم خسارتهای گذشته محدود بماند، بلکه باید به فرصتی برای تصمیمگیری درباره فناوریهای مورد استفاده، افزایش تابآوری تولید و بازنگری در سبد محصولات آینده تبدیل شود.
صنعت فولاد از جمله صنایع با مصرف بالای انرژی است و هرگونه اختلال در تأمین برق یا گاز، آثار مستقیمی بر توقف خطوط تولید، افت بهرهوری، افزایش هزینههای راهاندازی مجدد و رشد بهای تمامشده محصولات دارد. در ایران نیز این مسئله، حتی مستقل از رخدادهای اخیر، به یکی از چالشهای ساختاری صنعت فولاد تبدیل شده است.
افزایش تقاضای انرژی، محدودیت سرمایهگذاری در توسعه ظرفیتهای پایدار تولید انرژی و وابستگی فرآیندهای فولادسازی به تأمین مستمر برق و گاز، امکان برنامهریزی دقیق تولید را کاهش داده و هزینههای ناشی از توقف تولید را افزایش داده است. بر همین اساس، بازسازی فولاد مبارکه و فولاد خوزستان باید همزمان با اصلاح و نوسازی زیرساختهای انرژی دنبال شود.
البته نوسازی انرژی تنها به افزایش ظرفیت تامین برق محدود نمیشود، بلکه هدف اصلی آن کاهش شدت مصرف انرژی و ارتقای تابآوری زیرساختهای تولید است. این هدف از طریق اقداماتی همچون جایگزینی تجهیزات پرمصرف با فناوریهای کارآمدتر، بهینهسازی عملکرد کورهها و موتورهای صنعتی، توسعه سامانههای هوشمند پایش مصرف انرژی، بازیافت حرارت اتلافی، گسترش سیستمهای بازچرخانی آب و ارتقای سامانههای کنترل آلایندهها قابل تحقق است.
اجرای این اقدامات علاوه بر کاهش هزینههای تولید، وابستگی واحدهای صنعتی به شرایط ناپایدار شبکه انرژی را نیز کاهش میدهد و پایداری تولید را افزایش میبخشد.
از سوی دیگر، ملاحظات زیستمحیطی نیز به یکی از عوامل تعیینکننده در رقابتپذیری صنعت فولاد تبدیل شده است. روندهای جهانی نشان میدهد که تولیدکنندگان فولاد با الزامات فزایندهای برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای، استفاده بهینه از منابع و رعایت استانداردهای سختگیرانه زیستمحیطی مواجه هستند.
بنابراین، اگر بازسازی فولاد مبارکه صرفاً به بازیابی ظرفیت از دسترفته محدود شود، پاسخگوی نیازهای رقابتی سالهای آینده نخواهد بود. در این مسیر، انتخاب تجهیزات جدید، طراحی سامانههای کنترلی، توسعه زیرساختهای انرژی و معماری واحدهای تولیدی باید به گونهای انجام شود که امکان کاهش مصرف انرژی، افزایش سهم انرژیهای پایدار، توسعه بازیافت حرارت، مدیریت بهینه منابع آب و حرکت تدریجی به سوی تولید کمکربن را فراهم کند.
در نهایت، نوسازی زیرساختهای انرژی باید به عنوان یکی از ارکان اصلی راهبرد توسعه صنعتی فولادیها تلقی شود، نه صرفا پروژهای جانبی در فرآیند بازسازی. نتیجه چنین رویکردی، دستیابی به تولیدی پایدارتر، کنترل بهتر هزینهها، کاهش ریسکهای عملیاتی و افزایش آمادگی برای حضور در بازارهایی خواهد بود که روزبهروز حساسیت بیشتری نسبت به میزان مصرف انرژی و انتشار کربن نشان میدهند. به این ترتیب، بازسازی از سطح ترمیم خسارتهای فیزیکی فراتر رفته و به ابزاری برای ارتقای مزیت رقابتی و تضمین پایداری بلندمدت شرکت تبدیل خواهد شد.