13131 شنبه,16 آبان 1405 | 11:27 سیامک راشت نیا

استانی که می‌تواند قطب جدید مس و طلای ایران شود؛ پشت پرده خام‌فروشی ۶۰ درصدی

استانی که می‌تواند قطب جدید مس و طلای ایران شود؛ پشت پرده خام‌فروشی ۶۰ درصدی

سیستان و بلوچستان با در اختیار داشتن ۸۴ درصد ذخایر مس و حدود ۴۰ درصد ذخایر طلای ایران، به قطب جدید معدنی کشور تبدیل شده؛ اما خام‌فروشی ۶۰ درصدی، مهم‌ترین مانع تحقق ارزش افزوده و اشتغال در این استان است.

به گزارش تجارت، معدن و فولاد: سیستان و بلوچستان با ۲۶۰ هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری معدنی و ۱۵ پروژه بزرگ فرآوری، به قطب مس و طلای ایران بدل شده؛ اما خام‌فروشی ۶۰ درصدی، معادله اصلی این تحول است.

سیستان و بلوچستان تا همین چند سال پیش در ادبیات اقتصادی ایران، بیشتر با خشکسالی، محرومیت و مرز‌های پرتنش شناخته می‌شد. اما آمار‌های سال ۱۴۰۵ تصویر دیگری را پیش روی تحلیلگران قرار می‌دهد: استانی که با در اختیار داشتن ۸۴ درصد ذخایر کشف‌شده مس کشور و حدود ۴۰ درصد ذخایر طلا، به کانونی‌ترین نقطه تلاقی «امنیت معدنی» و «توسعه منطقه‌ای» ایران تبدیل شده است. هم‌اکنون ۲۶۰ هزار میلیارد تومان پروژه صنایع معدنی در استان در حال اجراست و ۱۵ طرح بزرگ فرآوری مس، طلا، آهن و منیزیت در دستور کار قرار دارد.

با این حال، نقطه‌ای که این تحول را از یک «روایت خوش‌بینانه» به یک «پرونده اقتصادی جدی» تبدیل می‌کند، نه ذخایر، بلکه شکاف میان استخراج و فرآوری است: بر اساس گزارش رسمی خانه معدن استان، حدود ۶۰ درصد مواد معدنی استخراج‌ شده به صورت خام از استان خارج می‌شود. این شکاف، محور اصلی آزمون بزرگ پیش روی سیستان و بلوچستان در سال‌های آینده است.


از سرچشمه تا جانجا؛ جغرافیای تازه مس ایران

مس، ستون اصلی این تحول معدنی است. بر اساس اعلام مدیرکل صنعت، معدن و تجارت استان، ذخایر قطعی مس سیستان و بلوچستان به یک میلیارد تن رسیده و این استان را به بزرگ‌ترین دارندگان ذخایر مس کشور تبدیل کرده است. در حالی که مجتمع مس سرچشمه در کرمان همچنان با ظرفیت اسمی حدود ۲۵۰ هزار تن آند در سال، قلب صنعت مس ایران محسوب می‌شود، پروژه‌های جدید استان در حال شکل‌دهی به یک قطب موازی در شرق کشور هستند.

برجسته‌ترین این پروژه‌ها، مس جانجا در شهرستان نیمروز است. این معدن با ذخیره‌ای در حدود ۳۰۰ میلیون تن و عیار متوسط ۰.۲۶ درصد مس، برای استخراج سالانه حدود ۱۶ میلیون تن سنگ سولفیدی و احداث کارخانه تغلیظ با ظرفیت ۱۳۰ هزار تن کنسانتره مس در سال طراحی شده است.

سرمایه‌گذاری برآوردی پروژه حدود ۴۰۰ میلیون یورو است و تا شهریور ۱۴۰۵ وارد فاز اجرایی شده و پیشرفت فیزیکی آن از مرز ۳۰ درصد عبور کرده است. جانجا از منظر راهبردی، تنها یک معدن نیست؛ نقطه آغاز یک زنجیره صنعتی جدید در شرق ایران است که می‌تواند خوراک کارخانه‌های ذوب و پالایش آینده را تأمین کند و وابستگی کشور به قطب کرمان را کاهش دهد.

در کنار جانجا، معدن مس تفتان نیز اگرچه امروز بیشتر با طلا شناخته می‌شود، اما ریشه‌ای مسی دارد و در گزارش‌های رسمی به عنوان یکی از ظرفیت‌های چندفلزی استان معرفی شده است. نکته حائز اهمیت آن است که برخلاف سرچشمه که با چالش فرسودگی تأسیسات و توقف‌های مقطعی مواجه بوده، پروژه‌های مس استان در سیستان و بلوچستان از ابتدا با نگاه زنجیره‌ای طراحی شده‌اند؛ یعنی از معدن تا کنسانتره و در افق بلندمدت تا محصولات پاییندستی. این رویکرد، اگر با تأمین پایدار آب و انرژی همراه شود، می‌تواند الگوی جدیدی برای توسعه معدنی ایران تعریف کند.

طلای تفتان؛ از یک ایده متروکه تا کارخانه‌ای با افق ۵ تنی

داستان طلا در سیستان و بلوچستان، متفاوت‌تر و از برخی جهات، حتی چشمگیرتر از مس است. تا پیش از سال ۱۳۹۹، تفتان در ادبیات معدنی ایران جایگاه چندانی نداشت؛ اما با صدور گواهی کشف و احداث کارخانه استحصال طلا، این منطقه به یکی از ستون‌های تولید طلای کشور تبدیل شد.

کارخانه طلای تفتان با سرمایه‌گذاری حدود ۳ هزار میلیارد تومان راه‌اندازی شده و در سه ماهه نخست سال ۱۴۰۵، متوسط تولید ماهانه آن از مرز ۳۰ کیلوگرم عبور کرده است. برنامه توسعه، افزایش ظرفیت کارخانه از ۴۰ به ۶۰ کیلوگرم در ماه را هدف‌گذاری کرده و افق بلندمدت، دستیابی به تولید ۵ تن طلا در سال است. این کارخانه هم‌اکنون برای حدود ۷۰۰ نفر اشتغال ایجاد کرده که حدود ۹۰ درصد آنها نیروی بومی هستند؛ رقمی که در مقایسه با استاندارد‌های اشتغال صنایع بزرگ در مناطق کمتر توسعه‌یافته، قابل توجه است.

در مقیاس استانی، ذخایر طلا نیز در حال جهش است. بر اساس اعلام استاندار، حجم طلای موجود در معادن استان هم‌اکنون حدود ۳۸ تن است و پیش‌بینی می‌شود سال آینده به ۱۰۰ تن برسد. مدیرکل صمت استان نیز از رسیدن ذخایر طلای قابل استحصال به ۵۰ تن خبر داده است. بزرگ‌ترین معدن طلای ایران با ذخیره قطعی و احتمالی ۷۳.۴ میلیون تن کانسنگ نیز در همین استان قرار دارد؛ معدنی که برآورد می‌شود ۲۵ تن طلای خالص از آن قابل استخراج باشد.

این اعداد، سیستان و بلوچستان را از یک استان حاشیه‌ای در صنعت طلا به یک بازیگر اصلی تبدیل کرده است؛ هرچند که بخش عمده این ظرفیت هنوز در مرحله اکتشاف یا توسعه است و فاصله میان «ذخیره» و «تولید پایدار» را نمی‌توان نادیده گرفت.

۶۰ درصدی که خام می‌رود؛ گلوگاه فرآوری و وعده ۵ هزار شغل

اگر یک عدد را بتوان به عنوان کلید فهم اقتصاد معدنی سیستان و بلوچستان در سال ۱۴۰۵ معرفی کرد، آن عدد ۶۰ درصد است. رئیس خانه معدن استان، در ۱۰ آبان ۱۴۰۵ صریحاً اعلام کرد که به دلیل کمبود واحد‌های فرآوری و سرمایه‌گذاری محدود، حدود ۶۰ درصد مواد معدنی استخراج‌شده از استان به صورت خام به سایر مناطق کشور منتقل می‌شود. این جمله، هسته یک پارادوکس راهبردی است: استانی که بیشترین ذخایر مس و طلا را دارد، بخش عمده ارزش افزوده معدنی خود را در جای دیگری از کشور محقق می‌کند.

جالب آنکه همین گزارش، ظرفیت اشتغالزایی مستقیم توسعه فرآوری را نیز روشن کرده است: در صورت راه‌اندازی واحد‌های فرآوری، زمینه اشتغال بیش از ۵ هزار نفر در استان فراهم می‌شود. این رقم، در استانی که نرخ بیکاری آن همواره یکی از بالاترین نرخ‌های کشور بوده، یک اهرم سیاست‌گذاری جدی است.

پرسش کلیدی برای مدیران بنگاه‌های معدنی و فرآوری این است: چرا با وجود چنین ظرفیت اشتغالزایی و ذخایر اثبات‌شده، سرمایه‌گذاری در واحد‌های فرآوری به کندی پیش می‌رود؟ پاسخ را باید در سه حوزه جست‌و‌جو کرد: زیرساخت‌های انرژی و آب، تأمین مالی پروژه‌های معدنی، و زمان‌بر بودن فرآیند احداث کارخانه‌های تغلیظ و استحصال. بدون رفع این گلوگاه‌ها، حتی پروژه‌های موفقی مانند تفتان نیز نمی‌توانند الگوی تکثیرپذیر برای کل استان باشند.

سرمایه‌گذاری ۲۶۰ هزار میلیارد تومانی و آزمون زیرساخت

حجم سرمایه‌گذاری‌های در حال اجرا در بخش معدنی استان، بی‌سابقه است. ۲۶۰ هزار میلیارد تومان پروژه صنایع معدنی و ۱۵ طرح بزرگ فرآوری، تنها بخشی از تصویری است که مسئولان استان از آینده معدنی آن ترسیم می‌کنند. در سال ۱۴۰۴ نیز حدود ۱۴۰ تن ذخیره معدنی جدید در استان شناسایی شده و ذخایر جدید مس به ۱۲۰ میلیون تن رسیده است. این اکتشافات، موتور پیشران موج سرمایه‌گذاری جدید هستند؛ زیرا هر تن ذخیره اثبات‌شده، مبنای تعریف طرح فرآوری و جذب سرمایه‌گذار بعدی می‌شود.

با این حال، تجربه پروژه‌های بزرگ معدنی در ایران نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری بدون زیرساخت، به بن‌بست می‌رسد. سیستان و بلوچستان با تنش آبی مزمن و فاصله زیاد از شبکه‌های اصلی حمل‌ونقل ریلی و جاده‌ای مواجه است. کارخانه تغلیظ مس جانجا به سالانه ۱۶ میلیون تن سنگ سولفیدی نیاز دارد که جابه‌جایی و فرآوری آن، مصرف آب و انرژی قابل توجهی را طلب می‌کند. اگرچه مسئولان استان بر پیگیری تأمین مالی پروژه از طریق بانک صنعت و معدن تأکید کرده‌اند، اما تأمین مالی، تنها یکی از حلقه‌های زنجیره است.

حلقه‌های دیگر، تأمین آب پایدار برای فرآوری، برق مطمئن برای کارخانه‌ها، و مسیر حمل محصول به بازار‌های داخلی و صادراتی است. بدون تکمیل این زنجیره، خطر آن وجود دارد که بخشی از ۲۶۰ هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری، به جای تبدیل شدن به ارزش افزوده و اشتغال پایدار، در مرحله استخراج متوقف شود.

از تفتان تا زیمبابوه؛ دیپلماسی معدنی و افق صادراتی

یکی از وجوه کمتر دیده‌شده تحول معدنی سیستان و بلوچستان، ورود آن به عرصه همکاری‌های بین‌المللی است. در ۹ آبان ۱۴۰۵، یک هیئت اقتصادی از زیمبابوه از معدن و کارخانه طلای تفتان بازدید کرد و زمینه‌های همکاری مشترک در حوزه معدن و صنایع معدنی را بررسی کرد.

این بازدید، اگرچه در مقیاس دیپلماسی اقتصادی ایران کوچک به نظر می‌رسد، اما از یک تحول ساختاری خبر می‌دهد: سیستان و بلوچستان دیگر تنها یک «منطقه معدنی» نیست، بلکه به یک «پایگاه صادرات دانش فنی و خدمات معدنی» نیز تبدیل شده است. زیمبابوه به عنوان یکی از کشور‌های غنی از ذخایر لیتیوم، طلا و الماس در آفریقا، می‌تواند شریک بلندمدتی برای شرکت‌های ایرانی در حوزه اکتشاف، فرآوری و آموزش نیروی انسانی باشد.

در سطح کلان‌تر، افق صادراتی مس و طلای استان نیز در حال گشوده شدن است. با تکمیل پروژه‌هایی مانند جانجا و افزایش ظرفیت تغلیظ، ایران می‌تواند سهم خود را در بازار جهانی کنسانتره مس - بازاری که تحت سلطه شیلی، پرو و کنگو است - به تدریج افزایش دهد. البته این مسیر، بدون رقابت‌پذیری در هزینه‌های تولید و کیفیت محصول، قابل پیمودن نیست.

تجربه پروژه‌های منطقه‌ای، به ویژه در کشور‌های همسایه، نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران بین‌المللی به ثبات مقررات، شفافیت در واگذاری محدوده‌های معدنی و تضمین دسترسی به زیرساخت، به اندازه خود ذخایر اهمیت می‌دهند. اصلاح این سه حوزه، پیش‌شرط تبدیل سیستان و بلوچستان از یک «استان معدنی» به یک «قطب معدنی رقابت‌پذیر» در سطح منطقه است.

سیستان و بلوچستان و راهبرد امنیت معدنی ایران

نگاه به تحول معدنی سیستان و بلوچستان، بدون درک جایگاه آن در راهبرد کلان امنیت اقتصادی ایران ناقص است. ایران در حوزه مس و طلا، به طور سنتی به کرمان و آذربایجان غربی متکی بوده است؛ اما افزایش ذخایر اثبات‌شده در سیستان و بلوچستان، جغرافیای تولید این دو فلز راهبردی را تغییر داده است. مس، فلز پایه صنعت برق، الکترونیک و انرژی‌های تجدیدپذیر است و طلا، هم به عنوان ذخیره ارزش و هم به عنوان ماده اولیه صنایع پیشرفته، جایگاه ویژه‌ای در اقتصاد مقاومتی دارد. تمرکز این ذخایر در استانی که سال‌ها از توسعه عقب مانده، یک فرصت تاریخی برای پیوند «امنیت منابع» با «عدالت منطقه‌ای» ایجاد کرده است.

تحقق این فرصت، به یک شرط بنیادین وابسته است: حرکت از خام‌فروشی به فرآوری. هر تن کنسانتره مس که به جای سنگ خام تولید شود، ارزش افزوده چندبرابری ایجاد می‌کند، اشتغال پایدار می‌آفریند و تاب‌آوری اقتصاد منطقه را در برابر نوسان‌های بازار جهانی افزایش می‌دهد. ۲۶۰ هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری در حال اجرا و ۱۵ پروژه فرآوری، نشانه‌های امیدوارکننده‌ای هستند؛ اما بدون تأمین آب، برق و حمل‌ونقل، و بدون شفافیت در قرارداد‌ها و تسهیل واگذاری محدوده‌ها، این سرمایه‌گذاری‌ها می‌توانند در مرحله استخراج متوقف شوند. سیستان و بلوچستان امروز در نقطه‌ای ایستاده که می‌تواند آن را «آغاز عصر مس و طلای شرق ایران» نامید؛ عصری که تحقق کامل آن، نه به ذخایر زمین، بلکه به اراده مدیریت زنجیره ارزش در سطح ملی بستگی دارد.

لینک کوتاه: https://mtn.ir/n/33079
آخرین اخبار