ضربه به زیرساختهای انرژی، دشوار شدن واردات مواد اولیه و مواد مصرفی وارداتی، جهش بهای سوخت با محوریت گازوئیل و دشوار شدن دسترسی و همچنین جهش قیمت برخی مواد تولیدی داخل باعث شده تا استمرار تولید برای برخی فعالان زنجیره از حیث انتفاع خارج شده و در این شرایط حفظ تولید نیاز به حمایت واقعی و اثرگذار سیاستگذار داشته باشد.
جنگ هزینه تولید را بالا برد
جنگ اسفند ماه تاثیر منفی بسیار زیادی بر صنعت مس برجای گذاشت؛ اگرچه واحدهای فعال در زنجیره مس به شکل مستقیم در این جنگ مورد اصابت موشک قرار نگرفت، اما آسیب به زیرساختهایی از جمله زیرساختهای انرژی باعث شد تا فعالان این زنجیره در بسیاری از حلقهها با چالشهایی در مسیر تولید مواجه شوند که این چالشها بر روند تولید نیز اثر منفی برجای گذاشته است. تامین مواد نادر که به عنوان افزودنی در تولید محصول نهایی به مصرف میرسد، تامین مواد نارینه که در بخش استخراج معدن به کار میرود و تامین اسید سولفوریک در پی جنگ اخیر دچار چالش شده و حتی اگر این مواد قابل تامین باشد، بر قیمت آنها افزوده شده و بنابراین فعالان زنجیره با افزایش هزینه تولید مواجه هستد.
معادنی که مس در آنها به روش لیچینگ استخراج میشود، مصرفکننده اسید سولفوریک هستند، در گذشته هزینه خرید اسید سولفوریک حداکثر 20 درصد هزینه استحصال مس لیچینگی را به خود اختصاص میداد، اما در پی جهش قیمت این محصول پس از جنگ، این سهم به 50 درصد هزینه تولید میرسد، این موضوع تولید در برخی واحدهای مس لیچینگی را زیانده کرده و به توقف تولید آنها میانجامد. موضوعی که با کاهش عرضه کاتد مس به بازار به زیان صنایع تکمیلی و در نهایت مصرفکننده نهایی میانجامد و بنابراین انتظار میرود که سیاستگذار راهی برای حل این چالش داشته باشد.
باتوجه به آنکه شرکت ملی مس تولیدکننده اسیدسولفوریک بوده و در شرایط کنونی امکان صادرات این محصول را ندارد یا به سختی صادرات آن ممکن میشود و در عین حال انبارداری اسیدسولفوریک نیز دشوار بوده و به سختی ممکن است، امکان کنترل بهای اسید سولفوریک برای تولیدکنندگان مس لیچینگی وجود دارد.
افزایش قیمت سوخت و کمبود آن در پی جنگ اخیر از دیگر موضوعاتی است که بخش مس را متاثر کرده است. برخی معادن در مناطق دور از دسترس برق خود را از طریق دیزلژنراتور و بر پایه گازوئیل تامین میکنند و بنابراین جهش بهای این محصول و کمبود آن، این تولیدکنندگان را با چالشهای جدی مواجه میکند. درعین حال بسیاری از دستگاههای استخراج در معادن با گازوئیل کار میکنند و بنابراین افزیاش قیمت سوخت، از این منظر نیز هزینه تولید معدنی را بالا میبرد. افزایش هزینه تولید ماده معدنی به شکل نامتعارف، به تولید در کل زنجیره آسیب میزند.
زیان تولیدکننده با قیمتگذاری
بازار در دوره جنگ 40 روزه و روزهای آتشبس فعلی در بلاتکلیفی قرار دارد، البته در دوره آتسبس تا حدی از این بلاتکلیفی کاسته شده، این بلاتکلیفی به صنایع تکمیلی آسیب میزند. درحال حاضر قیمت فروش کاتد مس در بورس کالای ایران 20 درصد از قیمت واقعی مس بر مبنای قیمت جهانی و نرخ ارز آزاد پایینتر است، این موضوع به کاهش سودآوری تولید کاتد منجر میشود. واقعی شدن قیمتها براساس نرخ ارز در بازار آزاد به سود کل زنجیره مس در بلند مدت است. تحمیل ارزانفروشی در شرایطی که تولید با چالشهای متعددی مواجه است، صنایع را به سمت کاهش تولید و حتی تعدیل نیرو سوق میدهد.
قیمت کنسانتره مس درصدی از قیمت معامله کاتد مس در بوس کالا است و بنابراین ارزانفروشی کاتد به حلقههای بالادست سرایت میکند. در عین حال سیاستهای ارزی کشور در سالهای گذشته همواره به سمت تضعیف صادرات کاتد مس بوده است. درحال حاضر به دلیل محاصره دریایی امکان صادرات وجود ندارد، اما حتی اگر این چالش رفع شود، در شرایطی که تحریم هزینههای متعددی را به تولیدکننده و صادرات تحمیل کرده است، الزام به بازگشت ارز با نرخی کمتر از نرخ بازار آزاد، انگیزه صادرات را از میان میبرد.