به گزارش تجارت، معدن و فولاد: بررسی موسسات بینالمللی نشان از آن دارد که این حملات تولید را در این دو فولادساز بزرگ ایران دچار اختلال کرد، بهنحوی که براساس تصاویر ماهوارهای تولید در هر دو مجتمع دچار اختلال شده است؛ فعالیت مشعلهای صنعتی در روزهای پس از حملات متوقف شده و زیرساختهای اصلی فولادسازی نیز آسیب قابل توجهی دیدهاند.
با این وجود این حملات به تخریب کلی این دو شرکت فولادی منجر نشده و امکان بازسازی وجود دارد، هر چند کارشناسان تاکید دارند بازسازی در زمان صلح و رفع تحریم با سرعت بیشتری پیش خواهد رفت. آسیب به این دو شرکت فولادی که سهمی بسزا از کل تولید فولاد کشور را در اختیار دارند، پیامدهای متعددی بر زندگی اقشار مختلف در ایران به همراه دارد بهنحوی که از آن میتوان با عنوان آسیب به معیشت مردم یاد کرد. کارشناسان حقوق بینالملل نیز با رد تمامی توجیهات این حمله را محکوم میکنند.
صنعت فولاد حدود ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی ایران را تشکیل میدهد و زنجیره تامین آن برای حدود یک میلیون و 200هزار نفر در سراسر کشور اشتغال ایجاد میکند. به همین دلیل، بخش فولاد یکی از پایههای مهم اقتصاد صنعتی ایران محسوب میشود.
در نتیجه، پیامدهای حملات به این دو واحد بزرگ فولادی بسیار فراتر از این کارخانهها خواهد بود و کارگران، صنایع تولیدی، بخش ساختوساز و زندگی غیرنظامیان را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.
اگرچه مقامات رژیم صهیونیستی این حملات را بخشی از یک کارزار گستردهتر علیه بخشهایی مرتبط با زیرساختهای نظامی و اقتصادی ایران معرفی کردند، اما مرز میان صنایع غیرنظامی و زیرساختهای مرتبط با حکومت اغلب مبهم است. درواقع اگرچه ممکن است فولاد در ادوات نظامی به کار رود، اما کارکرد اصلی آن در توسعه زیرساخت و تامین رفاه برای مردم عادی است.
عادل حق (Adil Haque)، استاد حقوق بینالملل و مخاصمات مسلحانه در دانشگاه راتگرز (Rutgers University)میگوید: صرف اینکه یک مرکز صنعتی برای دولت یا مقامهای نظامی درآمد ایجاد کند، باعث نمیشود که آن تاسیسات به یک هدف نظامی تبدیل شود. ارتباط آن با اقدام نظامی بسیار دور است و زنجیره علت و معلولی از حوزه نظامی خارج شده و وارد حوزه غیرنظامی میشود.
اگر فولاد تولیدشده در این تاسیسات مستقیما برای ساخت سلاحهایی که در درگیری مورد استفاده قرار میگیرند به کار رود، این موضوع میتواند استدلال قویتری برای دو منظوره بودن این مراکز ایجاد کند.
وی ادامه داد: البته ایالات متحده آمریکا در قوانین خود معتقد است که گروهی از اهداف موسوم به «اهداف تداومدهنده جنگ war-sustaining یعنی داراییهای اقتصادی که در اقتصاد کلی کشور نقش دارند و از این طریق به ادامه تلاش جنگی کمک میکنند قابل حمله تلقی میشوند اما این دیدگاه در میان بسیاری از کشورها و کارشناسان حقوقی مورد پذیرش نیست.
این استاد حقوق بینالملل در امور جنگ معتقد است حمله به اهداف اقتصادی عموما در جنگها غیرقانونی محسوب میشود، زیرا هرگونه مزیت نظامی ناشی از چنین حملاتی در کوتاهمدت ایجاد نمیشود و ممکن است ماهها یا سالها طول بکشد.
این تاسیسات ابتدا باید درآمد ایجاد کنند و سپس آن درآمد برای خرید سلاح یا پرداخت حقوق نیروهای نظامی استفاده شود تا بتوان ارتباطی با مزیت نظامی برقرار کرد. این درحالی است که عموما در جنگها طرفین درگیر از ذخایر تسلیحاتی خود استفاده میکنند؛ نه آنکه همزمان با جنگ تعداد زیادی سلاح تولید یا خریداری کنند.
به این ترتیب نمیتوان یک مزیت نظامی مشخص، ملموس و مستقیم میان واحدهای فولادی ایران و بخش نظامی ایران یافت و آسیب به این واحدها تفاوتی در میدان نبرد ایجاد نمیکند. همین موضوع، یعنی وجود یک مزیت نظامی مستقیم و مشخص، معیاری است که در حقوق بینالملل اهمیت دارد.
حمله به نمادهای اقتصاد مقاومتی
ایران یکی از تولیدکنندگان بزرگ فولاد در جهان است. بر اساس اطلاعات انجمن جهانی فولاد، این کشور در سال ۲۰۲۴ با تولید ۴/۳۱ میلیون تن فولاد خام در میان ۱۰ تولیدکننده برتر جهان قرار گرفت. ایران طی یک دهه گذشته در زمره 10تولیدکننده برتر فولاد دنیا قرار داشت، در عین حال فولاد بخش مهمی از اقتصاد صنعتی ایران را تشکیل میدهد و با حوزههای ساختوساز، حملونقل و تولید پیوندی عمیق دارد. هنگامی که تولید فولاد متوقف میشود، پیامدهای آن بهصورت زنجیرهای گسترش پیدا میکند؛ از کارخانهها و پروژههای زیربنایی گرفته تا معیشت مردم.
شرکت فولاد مبارکه اصفهان در سال ۱۹۸۱ و در چارچوب تلاشهای ایران برای دستیابی به خودکفایی صنعتی تاسیس شد. این شرکت از دیرباز بخشی از تلاش گسترده کشور برای ایجاد یک پایه صنعتی داخلی در شرایط تحریم و انزوای اقتصادی بوده است. با گذشت زمان، فولاد مبارکه نهتنها به یکی از داراییهای مهم صنعتی ایران تبدیل شد، بلکه به نمادی از مقاومت اقتصادی نیز بدل شد؛ نمادی که اغلب در قالب مفهومی موسوم به «اقتصاد مقاومتی» معرفی میشود؛ رویکردی که بر کاهش وابستگی به واردات خارجی تاکید دارد.
مجتمع فولاد مبارکه در ۷۲ کیلومتری جنوبغربی اصفهان قرار دارد، این مجتمع فولادی بهطور مستقیم و غیرمستقیم برای دهها هزار نفر اشتغال ایجاد کرده است. محصولات این شرکت در طیف گستردهای از صنایع، از جمله تولید خودرو، ساختوساز، لوازم خانگی و زیرساختهای عمرانی مورد استفاده قرار میگیرد. این مجتمع، در کنار شرکت فولاد خوزستان، بخشی از یکی از مهمترین بخشهای صنعتی ایران پس از صنعت نفت محسوب میشود.
شرکت فولاد خوزستان دومین فولادساز بزرگ ایران است که در اواخر دهه ۱۹۸۰ تاسیس شد و در اهواز قرار دارد، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان شمش فولادی ایران و یکی از پایههای اصلی صنایع سنگین کشور محسوب میشود. این شرکت علاوه بر تامین بازار داخلی، در صادرات نیز نقش دارد؛ هزاران نفر بهطور مستقیم در آن مشغول به کار هستند و افراد بسیار بیشتری نیز از طریق زنجیره تامین به فعالیت آن وابستهاند.
درحالی که ایران طی یک دهه گذشته همواره در زمره برترین فولادسازان دنیا بود، انجمن جهانی فولاد در تازهترین گزارش خود از تولید پنجماهه نخست سال۲۰۲۶ اعلام کرده است که ایران برای دومین ماه متوالی (آوریل و می) جایگاه دهمین فولادساز بزرگ جهان را از دست داده و ویتنام همچنان در این رتبه قرار دارد.
ویتنام در پنجماه۲۰۲۶ مجموعا برابر ۲۶میلیون و ۶۰۰ هزار تن فولاد تولید کرده که در مقایسه با مدت مشابه سال ۲۰۲۵، بیش از ۲۶ درصد رشد داشته است. بدون تردید از دست رفتن جایگاه ایران در بازار رقابت جهانی بهمنزله تحمیل خسارات جدی به فعالان این صنعت است. به بیان دقیقتر، بازار صادراتی به آسانی به دست نمیآید که به سادگی از دست برود.
بخش مهمی از سقوط جایگاه ایران در فولادسازی نتیجه جنگ اخیر و آسیب به بخش قابل توجهی از ظرفیتهای فولادسازی ایران رقم خورد. در سال 2020 شرکت فولاد مبارکه و در ادامه فولاد خوزستان و تعدادی دیگر از فولادسازان ایرانی مورد تحریم مستقیم ایالات متحده آمریکا قرار گرفت؛ این تحریمهای مستقیم میتواند تلاش برای بازسازی ظرفیت صنعتی آسیبدیده از جنگ در ایران را دشوارتر کند.
آسیب به معیشت شهروندان
دکتر امید شکری، استراتژیست حوزه انرژی و پژوهشگر ارشد مدعو در دانشگاه جورج میسون معتقد است که ایران نمیتواند بهسادگی ماشینآلات موردنیاز برای بازسازی صنایع خود را وارد کرده و مبالغ لازم برای این تجهیزات را بپردازد. بنابراین تحریم فرآیند بازسازی را دشوار خواهد کرد.
کیوان هریس (Kevan Harris)، جامعهشناس دانشگاه UCLA، تایید کرد که فولاد یکی از سه بخش صادراتی مهم ایران در کنار نفت است که برای اقتصاد کشور ارزآوری ایجاد میکند.
آسیب به این دو مجتمع بزرگ فولادی نگرانیهای درخصوص تبعات اقتصادی توقف یا کاهش تولید در بخش مهمی از بدنه صنعتی و اقتصادی کشور رقم زده است. این دو واحد بزرگ فولادی بهطور عمیقی در شبکه صنعتی کشور ادغام شده است.
بسیاری از کارشناسان معتقدند مختل شدن تولید در این واحدها به سرعت بر سایر بخشهای اقتصادی اثرگذار میشود. درپی این حملات قیمت خودرو در ایران بهشدت افزایش یافت و هزینه کالاهای اساسی نیز رو به افزایش گذاشت. محصولات فولادی در توسعه زیرساخت، ساختمانسازی، خودرو، لوازم خانگی و... کارکرد دارند.
جواد صالحیاصفهانی، اقتصاددان دانشگاه ویرجینیا تک نیز با تاکید بر استفاده تمامی تولیدات صنعتی از فولاد ادامه داد: ایران مقدار زیادی لوازم خانگی تولید میکند. این موضوع فقط به ساختوساز یا صنعت خودرو محدود نمیشود. این کمبودها میتواند باعث افزایش بیکاری گستردهای شود؛ افرادی که شغل آنها به شکل مستقیم یا غیرمستقیم به این دو واحد فولادی وابسته است.
آسیب از منظر رسانههای خارجی
رسانه و موسسات بینالمللی پس از حملات رژیم صهیونیستی به دو واحد بزرگ فولادسازی ایران درصدد برآمدند تا با بررسی دادههای ماهوارهای میزان خسارت به این دو واحد را تخمین بزنند. براساس ویدئوهای موجود، اندکی پس از حملات اولیه به شرکت فولاد مبارکه، دود از نیروگاه سیکل ترکیبی ۹۱۴ مگاواتی این مجتمع برخاسته است.
براساس گزارش نیولاینز تصاویر ماهوارهای گرفتهشده در روزهای پس از حملات نیز نبود قابل توجه فعالیت مشعلهای صنعتی (Flare) را نشان میدهد؛ منابع گرمایی شدیدی که معمولا همراه با فرآیند تولید فولاد هستند. پیش از حملات، این انتشارهای حرارتی در بخشهای مختلف کارخانه بهوضوح قابل مشاهده بودند، اما پس از آن ناپدید شدند.
تشخیص اینکه یک تاسیسات صنعتی آسیب دیده، با تشخیص اینکه آیا آن مجموعه میتواند به فعالیت خود ادامه دهد یا بهسرعت به وضعیت عادی بازگردد، تفاوت دارد. در مکانهای صنعتی مانند کارخانههای فولاد، حتی زمانی که بخشهای بزرگی از ساختار کلی همچنان پابرجا هستند، اگر حملات به گلوگاههای حیاتی فرآیند تولید آسیب بزنند، ممکن است تولید کاملا متوقف شود.
به همین دلیل، در بررسیها تنها بر خسارات قابل مشاهده نباید تمرکز کرد، بلکه شاخصهای عملیاتی نیز باید مورد بررسی قرار گیرد. با ردیابی فعالیت مشعلهای صنعتی در طول زمان، میتوان تغییرات در نحوه عملکرد یک کارخانه را مشاهده کرد، بهجای اینکه تنها به مشاهدات ساختاری از تصاویر ماهوارهای تکیه شود. هنگامی که این نشانههای حرارتی ناپدید شوند و همچنان باقی نمانند، این موضوع نشانهای قوی از اختلال در تولید است.
البته تصاویر ماهوارهای بهتنهایی نمیتوانند بهطور کامل مشخص کنند که این تاسیسات در بلندمدت تا چه اندازه قابلیت بازگشت به فعالیت دارند یا میزان دقیق آسیبهای داخلی سازهای چقدر است. چنین ارزیابیهایی نیازمند دسترسی مستقیم به محل و انجام بازرسیهای دقیق صنعتی است.
برای تکمیل این تحلیل، نیولاینز تصاویر ماهوارهای با وضوح بالا از ماهوارههای Airbus SPOT و Pleiades را نیز بررسی کرد. الگوی حملات مشاهدهشده در این دو تاسیسات با یکدیگر متفاوت بود.
در فولاد مبارکه، خسارات عمدتاً در اطراف بخشهای فولادسازی و ریختهگری و همچنین زیرساختهای مرتبط با تامین برق متمرکز بود. در فولاد خوزستان، حملات علاوه بر این بخشها، زیرساختهای مربوط به احیای مستقیم را نیز تحت تاثیر قرار دادند؛ مرحلهای ابتداییتر در زنجیره تولید فولاد که در آن سنگآهن پیش از ورود به فرآیند فولادسازی به آهن احیاشده مستقیم (آهن اسفنجی) تبدیل میشود. در هر دو مورد، میزان خسارت به اندازهای بود که عملیات گسترده کارخانه را مختل کند، حتی اگر بخشهایی از ساختار کلی همچنان سالم باقی مانده باشند.
به نظر میرسد بهجای هدف قرار دادن کل مجتمع صنعتی، حملات با هدف از کار انداختن گلوگاههای حیاتی در فرآیند تولید فولاد انجام شدهاند. این الگو میتواند با مصرف مهمات کمتر نسبت به تخریب کامل یک مجتمع، باعث توقف عملیاتی آن شود.
اینکه آیا ایران میتواند تولید در این تأسیسات را بهسرعت از سر بگیرد یا نه، همچنان نامشخص است؛ بهویژه با توجه به تحریمهایی که دریافت بیمه، تراکنشهای مالی بینالمللی و واردات تجهیزات جایگزین و قطعات صنعتی را دشوار میکنند.
حمله به صنایع، آسیب به مردم عادی
اسفندییار باتمانقلیچ، مدیرعامل بنیاد Bourse & Bazaar، یک سازمان پژوهشی مستقر در لندن، معتقد است: حملات به فولاد مبارکه و فولاد خوزستان حدود ۱۰ میلیون تن از ظرفیت تولید سالانه فولاد را از بین برده است؛ رقمی معادل تقریبا یکسوم کل فولادی که آلمان در طول یک سال تولید میکند. روشن است که تاسیسات هدف قرار گرفته از نظر ساختاری برای اقتصاد ایران اهمیت زیادی دارند. اما تأثیر آنها بر نحوه ادامه جنگ توسط ایران محدود خواهد بود.
حملات به بخش فولاد ایران بهصورت جدا از سایر اقدامات نظامی انجام نشد. نیولاینز حملاتی را که بخشهای دیگری از زیرساختهای صنعتی و اقتصادی ایران را تحت تأثیر قرار داده بودند نیز راستیآزمایی کرد؛ از جمله تاسیسات مرتبط با میدان گازی پارس جنوبی و مجتمع پتروشیمی در عسلویه، کارخانه آرد و نشاسته پایارد در استان آذربایجان غربی، و شرکت تحقیق و توسعه توفیق دارو که تولیدکننده داروهای بیهوشی و داروهای مرتبط با سرطان است.
کارزار نظامی اخیر اگرچه در سطح جهان بهعنوان اقدامی علیه حکومت ایران معرفی شد؛ بهگونهای که مردم ایران بهعنوان بهرهمندان این اقدام، نه هدف آن، معرفی شدند. اما یافتههای این تحقیق به نتیجهای متفاوت اشاره میکند: اختلال در تولید فولاد، که بخش مهمی از اقتصاد صنعتی ایران است، تاثیرات فوری بر کارگران، زنجیرههای تامین و زندگی غیرنظامیان گذاشته است.
از این منظر، پیامدهای این حملات تنها متوجه حکومت نیست، بلکه جمعیتی را نیز تحت تاثیر قرار داده که این حملات در ظاهر با هدف حمایت از آنها توجیه شده بودند.